الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

110

الخصال ( فارسى )

ستمكار بر بندگانش كه قابل شفاعت نيستند آن يهودى گفت راست فرمودى من گواهم كه معبودى جز خداوند نيست و تو بنده و فرستاده او هستى . خاتم پيغمبران و پيشواى پرهيزگاران و رسول پروردگار عالميانى . چون بدرستى مسلمان شد ورقه سفيدى بيرون آورد كه هر آنچه پيغمبر فرموده بود در آن نوشته بود . عرضكرد يا رسول اللَّه همانا اين را از الواحى كه خدا بموسى بن عمران فرستاده رونويس كردم ، من در تورات باندازه‌اى فضيلت تو را خواندم كه از اهميت آن به شك افتادم چهل سال است كه نام تو را از تورات محو ميكنم و باز در جاى خود ثابت است . من در تورات خوانده‌ام كه جز شما كسى پاسخ درست به اين سؤالات نميدهد و در آن هنگامى كه اين سؤالات بر شما عرضه مىشود جبرئيل در سمت راست شما و ميكائيل در سمت چپ شما و جانشين شما در برابر شما است رسول خدا فرمود درست گفتى . اين جبرئيل است در سمت راستم و اين ميكائيل است در سمت چپم و اين هم وصيم على بن ابى طالب است پيش رويم . يهودى از روى اخلاص ايمان آورد . 29 - يك گاو و يك شتر قربانى از هفت تن بس است . يونس بن يعقوب گويد از امام ششم پرسيدم از گاوى كه قربانى مىشود ؟ فرمود از هفت كس بس است . امام ششم فرمود : گاو و شتر قربانى از هفت كس كه با همند بس است . از يك خاندان باشند يا نباشند . شرح - اين قربانى مستحبى است . 30 - خورشيد هفت طبقه دارد و ماه هفت طبقه . محمد بن مسلم گويد به امام پنجم گفتم قربانت چرا خورشيد از ماه گرمتر است . فرمود خداى تبارك و تعالى خورشيد را از نور آتش و گاز خالص